مير تقي الدين كاشاني

326

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

برداشت « 1 » ، تا از گلستان دانش گلى چيده شود . مصرع به سوز سينه و خون جگر تواند بود هرچند فيض فياض گسسته نيست و در نور الانوار بر كائنا من كان بسته نه ، فامّا تحقيق نكات اهل عرفان بىتتبّع و پيروى شرع و اطاعت در آن ميسّر نيست ، و دريافت درجات اهل ايمان و تكيهء مراد بر در حرم وصل ذو الجلال بىوسيلهء حضرت نبى و ولى و ائمه هدى - عليهم صلوات اللّه الملك العلى - مقدّر و مقرّر نه ، بلكه عرايس ابكار معانى و جرايد اتراب بيانى در حجلهء امانى ، در كنار كسى آيد كه شب تا به سحر ميل سهر در بصر كشيده از تفكّر و تذكّر احكام الهى و افادت و اخبار رسالت‌پناهى و دقايق اسرار آن نياسايد ، و قدم ثبات اجتهادش در بساط سعى و ارشاد نلغزد و دست طلبش على صفاء الاعتقاد از اذيال تحصيل مراد نگسلد . شعر گرت بايد وصال طرّهء يار * با نسيم خوش بهارى رو ور بخواهى كه مشكبوى شوى * پهلوى نافهء تتارى رو در پى هرچه كان مراد دل است * بر پى شير مرغزارى رو اگرچه اين سخن كلمة الحق مرّ المذاق بود امّا اشفاقا على النّاظرين تنبيهى كرده شد ، و السّلام على من فهم الكلام . امّا مير تشبيهى « 2 » مريد قاسم كاهى « 3 » است ، و در شعر شاگرد مولانا فهمى كاشانى ، و در

--> ( 1 ) . اصل : نبايد داشت . ( 2 ) . در عرفات ، ص 165 دربارهء وى آمده است : « كمال الدين امير تشبيهى ، سيدى است در غايت حال و نهايت كمال ، منفرد ، مستغنى ، مجرّد ، سروپا برهنه ، در لباس فقر زيسته و قريب 30 سال است كه در بلاد هند ، بل ، لاهور بيرون نرفته ، سعت بحر مشرب او وافى ، شراب كاسهء وحدت او صافى ، مراتب تصوّف و مطالب تحقيق او بلند ، مذاق توحيد و روش تجريد او دلپسند است . هميشه در زىّ ملامتّيه برآمده و سنگ طعنهء ارباب كمال بر پشت و پهلوى سلوك خوردى ، از خدمت پادشاه غريب دوست جلال الدين محمد اكبر مكرّر به عواطف و نوازش سرفراز شده ، و او را اشعار بسيار هست . سه ديوان ازو ديدم . بعضى اشعار بغايت بلند و دلپسند افتاده ، بوى وصول و تجرّد و -